ولی اللَّه الاعظم، حضرت امام زمان، مهدی موعود(عج) در نیمه شعبان سال 255 هجری قمری در سامرا به دنیا آمدند.
پدر ایشان امام حسن عسگری(ع) و مادر آن حضرت، نرجس خاتون میباشند.
آن امام، همنام و همکنیه پیامبر اسلام(ص) و دارای القاب قائم، منتظر، حجت، مهدی، خلف صالح، صاحب الزمان، بقیةاللَّه و.
.
.
میباشد.
فشارها و تضییقاتی که از جانب خلفای جور بنیعباس، به ویژه از زمان امام جواد(ع) به بعد، بر ائمه هدی(س) وارد شد، فعالیتهای امامان را به حداقل میرساند.
وجود این وضعیت خاص در زمان امامت حضرت مهدی(عج) و همچنین احتمال به شهادت رساندن آن حضرت در آن شرایط حساس، نشان داد که زمینه مساعدی جهت بهرهمندی از هدایتها و راهبریهای امامان در جامعه وجود ندارد.
از اینرو حکمت الهی اقتضا کرد که آن بزرگوار در پرده غیبت قرار گیرند.
در ادامه به احادیث متناسبی اشاره میشود:
قال رسول الله(ص): المَهدیُّ رَجُلٌ مِن وُلدِی وَجهُهُ کَالکَوکَبِ الدُّرِّیِّ(میزان الحکمه ، ح 1164)
مهدی مردی است از فرزندان من که چهرهاش چون اختر تابناک است.
قال رسول الله(ص): المَهدِیُّ طاوُوسُ أهلِ الجَنَّةِ(بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 91)
مهدی طاووس بهشتیان است.
قال رسول الله(ص): أفضَلُ أعمالِ اُمَّتی إنتظارُ الفَرَجِ (کمال الدّین، ص 644)
برترین اعمال امّت من انتظار فرج است.
قال علی(ع): إنتَظِرُوا الفَرَجَ و لاتَیأَسوا مِن رَوحِ اللَّهِ (بحار الأنوار، ج 52، ص 123)
در انتظار فرج باشید و از رحمت خدا نومید نشوید.
قال علی(ع): المُنتَظِرُ لأِمرِنا کَالمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فی سَبیلِ اللَّهِ(کمال الدّین ، ص 645)
آنکه منتظر فرج ما است، همچون کسیاستکه در راهخدا در خون خود تپیدهباشد.
قال علی(ع): أصحابُ المَهدِیِّ شَبابٌ لاکُهُولَ فیهِم (الغیبة، طوسی، ص 476)
یاران مهدی جواناند و میانسالی در میان آنان نیست.
قال علی(ع): و بِمَهدیِّنا تَنقَطِعُ الحُجَجُ فَهُوَ خاتِمُ الأئمَّةِ و مُنقِذُ الاُمَّةِ و مُنتَهَی النُّورِ و غامِضُ السِّرِّ(بحارالانوار.
ج77- ص300)
با مهدی ما حجّتها گسسته میشود .
او پایان بخش سلسله امامان، نجات بخش امّت و اوج نور و راز نهان است.
قال علی(ع): المَهدیُّ رَجُلٌ مِنّا مِن وُلدِ فاطِمَةَ(میزان الحکمه ، ح 1165)
مهدی مردی است از ما ، از نسل فاطمه.
قال علی(ع): إذا نادی مُنادٍ مِنَ السَّماءِ : "إنَّ الحَقَّ فی آلِ مُحَمّدٍ" فَعِندَ ذلِکَ یَظهَرُ المَهدِیُّ عَلی أفواهِ النّاسِ و یَشرَبونَ حُبَّهُ فلایَکونُ لَهُم ذِکرٌ غَیرُهُ(کنزالعمّال ، ح 39665)
هرگاه آواز دهندهای از آسمان آواز داد که .
"همانا حق در میان خاندان محمّد است" ، در آن هنگام نام مهدی بر سر زبانهای مردم میافتد و از جام محبّت او مینوشند و جز نام او بر زبان ندارند.
قال الحسین(ع): یَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ (إثباة الهداه ، ج 7 ، ص 138)
خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون میآورد و آنگاه او از ستمگران انتقام میگیرد.
قال الحسین(ع): إذا قامَ قائِمُ العَدلِ وَسِعَ عَدلُهُ البِرَّ و الفاجِرَ(المحاسن ، ج 1 ، ص 134)
آن گاه که برپا دارنده عدالت (امام مهدیعلیه السلام) قیام کند ، عدالتش نیکوکار و بدکار را فرا گیرد.
قال السجّاد(ع): إذا قامَ قائِمُنا أذهَبَ اللَّهُ عَن شیعَتِنَا العاهَةَ و جَعَلَ قُلوبَهُم کزُبَرِ الحَدیدِ(الخصال ، ج 2 ، ص 541)
آن گاه که قائم ما قیام کند، خدا آفت را از شیعیان ما بزداید و دلهایشان را چون پارههای آهن [استوار] سازد.
قال السجّاد(ع): المُنتَظِرونَ لِظُهُورِهِ أفضَلُ أهلِ کُلِّ زَمانٍ (بحار الأنوار، ج 52، ص 122)
منتظران ظهور امام مهدیعلیه السلام برترین اهل هر زماناند.
قال الباقر(ع): یَظهَرُ فی ثَلاثِمِأةِ و ثَلاثَةَ عَشَرَ رَجُلاً.
.
.
رُهبانٌ بِاللَّیلِ اُسدٌ بِالنَّهارِ(الفتن، ابن حمّاد، ج 1، ص 345 )
[امام زمان] با همراهی سیصد و سیزده مرد، که راهبان شب و شیران روزند، ظهور میکند.
قال الباقر(ع): کَأنّی بِأصحابِ القائمِ و قَد أحاطُوا بِما بَینَ الخافِقَینِ فَلَیسَ مِن شَیءٍ إلاّ و هُوَ مُطیعٌ لَهُم (کمال الدّین، ص 673 )
گویا یاران قائم را میبینم که بر شرق و غرب عالم مسلّط شدهاند و هیچ چیزی نیست مگر آنکه از آنها فرمان میبرد.
قال الباقر(ع): إنَّ لِلقائِمِ غَیبَتَینِ یُقالُ لَهُ فی إحداهُما هَلَکَ ولایُدری فی أیِّ وادٍ سَلَکَ (الغیبة ، نعمانی ، ص 173)
قائم را دو غیبت است: در یکی از آنها (از بس طولانی است) دربارهاش گفته میشود: "او مُرد و معلوم نیست به کدام وادی رفته است!
قال الصادق(ع): لِلقائِمِ غَیبَتانِ : إحداهُما طَویلَةٌ و الاُخری قَصیرَةٌ ؛ فَالاُ ولی یَعلَمُ بِمَکانِهِ فیها خاصَّةٌ مِن شیعَتِهِ والاُخری لایَعلَمُ بِمَکانِهِ فِیها إلاّ خاصَّةُ مَوالیهِ فِیدِینِهِ (میزان الحکمه، ح 1178)
قائم را دو غیبت است: یکی طولانی و دیگری کوتاه.
در غیبت نخستین جایگاه آن حضرت را شیعیان خاص او میدانند، و در غیبت دوم از جایگاه او کسی جز خدمتکارانش، که بر دین اویند، آگاه نیست.
قال الصادق(ع): لَو أدرَکتُهُ لَخَدَمتُهُ أیّامَ حَیاتی(الغیبه، نعمانی، ص 245)
اگر او [امام زمانعلیه السلام] را در یابم ، تمام عمر به او خدمت میکنم.
قال الصادق(ع): تَوَقَّع أمرَ صاحِبِکَ لَیلَکَ و نَهارَکَ(بحار الأنوار ، ج 98 ، ص 159)
در شب و روزت منتظر فرج مولایت باش.
قال الصادق(ع): مَن آمَنَ بِنا و صَدَّقَ حَدِیثَنا وَانتَظَرَ أمرَنا کانَ کَمَن قُتِلَ تَحتَ رایَةِ القائِمِ(بحار الأنوار ، ج 27 ، ص 138)
آن که به ما ایمان آورَد و سخن ما را تصدیق کند و منتظر امر [فرج] ما باشد، همچون کسی است که زیر پرچم قائم به شهادت برسد.
قال الصادق(ع): المُنتَظِرُ لِلثّانی عَشَرَ کَالشّاهِرِ سَیفَهُ بَینَ یَدَی رَسولِ اللَّهِ یَذُبُّ عَنهُ (کمال الدّین ، ص 647)
منتظر ظهور امام دوازدهم مانند کسی است که در رکاب پیامبر خدا شمشیر کشیده است و از ایشان دفاع میکند.
قال الصادق(ع): مَن سَرَّهُ أنْ یَکونَ مِن أصحابِ القائِمِ فَلیَنتَظِر وَ لْیَعَمل بِالوَرَعِ(الغیبة، نعمانی، ص 200)
هر کس خوش دارد از یاران امام مهدیعلیه السلام باشد ، باید منتظر باشد و پارسایی پیشه کند.
قال الکاظم(ع): لَو کانَ فِیکُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائِمُنا (مشکاة الأنوار، ص 128)
اگر به تعداد اهل بدر [مؤمن کامل] در میان شما بود ، قائم ما قیام میکرد.
قال المهدی(ع): أنَا الَّذی أملأَُها عَدلاً کَما مُلِئَت جَوراً(بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 2)
منم که زمین را از عدالت لبریز میکنم ، چنان که از ستم آکنده است.
قال المهدی(ع): إنَّ الأرضَ لا تَخلُو مِن حُجَّةٍ إمّا ظاهِراً و إمّا مَغمُوراً (کمال الدّین ، ج 2 ، ص 511)
زمین از حجّتی آشکار یا نهان خالی نیست.
قال المهدی(ع): لِیَعمَل کُلُّ امْرِءٍ علَی ما یُقَرَّبُ مِن مَحَبَّتِنا(بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 176)
هر یک از شما باید کاری کند که با آن به محبّت ما نزدیک شود.
قال المهدی(ع): ما اُرغِمَ أنفُ الشَّیطانِ بِشَیءٍ مِثلِ الصَّلاةِ(بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 182)
هیچ چیز مانند نماز ، بینی شیطان را به خاک نمیمالد.
قال المهدی(ع): إجعَلوا قَصدَکُم إلَینا بِالمَوَدَّةِ عَلَی السُّنَّةِ الواضِحَةِ(بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 179)
گرایش خود را به ما ، با دوست داشتن سنّت روشن همراه کنید.
قال المهدی(ع): إنَّ اللَّهَ مَعَنا ، فَلا فاقَةَ بِنا إلی غَیرِهِ و الحَقُّ مَعَنا فَلَن یُوحِشَنا مَن قَعَدَ عَنّا(الغیبة ، طوسی ، ص 285)
خدا با ما است و نیازمند دیگری نیستیم .
حق با ما است و باکی نیست که کسی از ما روی بگرداند.
قال المهدی(ع): أنا خاتِمُ الأوصِیاءِ ، بی یُدفَعُ البَلاءُ مِن أهلی و شیعَتی(الغیبة ، طوسی ، ص 285)
من وصی آخرینام ؛ به وسیله من بلا از خانواده و شیعیانم دفع میشود.
قال المهدی(ع): إنّا یُحیطُ عِلمُنا بأنبائِکُم و لایعَزُبُ عَنّا شَیءٌ مِن أخبارِکُم(بحار الأنوار، ج 53، ص 175)
ما از همه خبرهای شما آگاهیم و چیزی از خبرهای شما از ما پنهان نیست.
قال المهدی(ع): أکثِروا الدُّعاءَ بِتَعجیلِ الفَرَجِ فَإنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم(کمال الدّین ، ص 485)
برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید ، که فرج من فرج شما نیز هست.
قال المهدی(ع): إنّی أمانٌ لأِهلِ الأرضِ کَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لأِهلِ السَّماءِ (بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 380)
من مایه امان اهل زمینم؛ چنان که ستارگان مایه امان اهل آسماناند.
قال المهدی(ع): أنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فی أرضِهِ و خَلیفَتُهُ و حُجَّتُهُ عَلَیکُم (کمال الدّین ، ص 331)
من یادگار خدا در زمین و جانشین و حجّت او بر شما هستم.
قال المهدی(ع): أمّا وَجهُ الاِنتفاعِ بِی فی غَیبَتی فَکَالاِنتِفاعِ بِالشَّمسِ إذا غَیَّبَها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ (بحار الأنوار، ج 52، ص92)
چگونگی بهرهمندی از وجود من در دوران غیبتم ، همچون بهرهای است که از خورشید میبرند ، آنگاه که ابر آن را از دیدگان نهان میکند.