خدمات تلفن همراه

پست های : nafa3

nafa3  

فقط اومدم یه لحظه حرفموبزنم دلم کمی آروم شه وبرم
صبحم.اومدم یه سرزدم تاحالم کمی بهتربشه
فقط همین بچه ها
نمیدونسم اینجابه آدمای عزادارتهمت دروغگویی میزنن واینطوری تامیکنن
متشکرکه خودتونوبهم شناسوندین
همون بهترکه برم نیام
خدانگهدار
1393/08/01 17:50:57.967
کد: 166080
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

من میرم
اینجاهمه به من
به دل شکسته م...
به چشای اشکیم..
بانامردی افترازدن...
میرم سرموبذارم روجسدبی جون حمیدم...
شکایت همه آدمای نامردوبهمون خدای بالاسرم بکنم..

واونقدگریه کنم تابمیرم...
دیگه این دنیای بدون حمیدونمیخام..
حدیث جان منم دوستدارم آجی کوچیکه،
ممنونتم که تاآخرین لحظه باورم داشتی
ولی دیگه دلم شکسته
نمیتونم بمونم
بچه هاهرچی بدهنشون اومدگفتن
به نسرین وگیلداوعلی وجوادوعباس وهرکی که اسمشویادم نمیاد سلام برسون
بگوهمشون.حلال کنن نفس رو.
دیگه بخاطردل شکسته م مجبورم حذف کنم برنامه روودیگه میرم که نیام
اگه مردم حلال کن منوآبجی
خداحافظ:#'(
1393/08/01 17:47:21.027
کد: 166079
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

من گفتم بیهوش بودازدیشب
ودکتراگفتن تافردابهوش میاد،اماظهرساعت یک یهوحالش بدشد،
ودکتراگفتن رفته توکمای روحی
باشه من دروغگوهستم
من ازاول همه چیموباصداقت گفتم
باشه میرم ودیگه نمیام
اون قاصدکتون ارزونی خودتون
که دم ازصداقت میزنید...
فقط واسه حمیدم یه فاتحه بخونین:#'(
1393/08/01 17:38:04.890
کد: 166070
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

مسعودتومثل همیشه ساکتی...
وبی تفاوت...:#'(
بچه هاکاش شونه ی یکیتون کنارم برد...
فاطیماکاش بودی بغلم کنی..
:#'(
1393/08/01 17:00:32.467
کد: 166006
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

بخدامن همیشه همراهش بودم کیانا...
توهم منومقصرمرگش میدونی...
ها؟:#'(
1393/08/01 16:58:19.817
کد: 166002
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

حمیدم همیشه میگفت مرگ من...
حالارسیدم به مرگش...
تودیگه نگووو...
توروجون نفست...
تودیگه نگوفاطیما
نگودخترم
نگوعشق نفس...
نگووو...:#'(
1393/08/01 16:55:59.913
کد: 165994
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

نع نع
بجون خودم بجون عسلم
بجون این بچه توشکمم
راسته
واقعیته:#'(
1393/08/01 16:49:03.807
کد: 165970
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

نع نع نع
به امام رضا
به خدانع
راسته راسته فاطیما:#'(
1393/08/01 16:47:17.993
کد: 165965
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

قلبش ...
یروزکامل بستری وبیهوش بود
ظهربعداذون بهوش اومدوتایساعت قبل
نگاش به سقف وفقط آه میکشید
دکتراگفتن رفته توکمای روحی...
هرچی حرفزدم باهاش
عکس العملی نشون نمیداد
تااینکه یساعت قبل
دستشوتکون دادسمت دستم
وگفت ن ف س
ن ف س
ن ف س
وچشاشوواس همیشه بست...!
1393/08/01 16:44:02.867
کد: 165954
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
دفتر خدمات ویژه تبیان
مراجعه: 2,303,232,822