خدمات تلفن همراه

پست های : باران

باران  

بابت گذاشتن این شعر قبلا معذرت خواهی میکنم....
..........یاحسین.....

بابا مرا “خولی” به قصدکُشت میزد/
این “حرمله” برصورتم با مُشت میزد/
یک بار بین دو حرامی گیر کردم… /
“زجر” از جلو میزد “سنان” از پُشت میزد…
( از بس لگد زد “شمر” پهلویم شکسته…
از ضرب سنگین کنج ابرویم شکسته)
از دست سنگین دستها دستم کبود است/
مُشت عدو سنگین تر از ضرب عمود است/
بابا اگر کرده وَرَم زیرِ دو چشمم/
این یادگارِ مَردُم آل یهود است/
( بابا هر آنکس که رسید از رَه مرا زد…
از پشت من را یک یهودی بی هوا زد )یا رقیه(س)..😭😭😭😭😭😭
1393/08/08 15:07:56.273
کد: 173677
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

عکاسی از دخترکی دستفروش ک زیرباران جوراب میفروخت عکسی گرفت... آن عکس بهترین عکس سال شد... عکاس بهترین عکاس سال شد و جایزه گرفت... کتابی درمورد آن عکس نوشته شد... نویسنده اش بهترین نویسنده شد و جایزه ای گرفت... از آن کتاب فیلمی ساخته شد...آن فیلم پر بیننده ترین فیلم شد... تمام عوامل سازنده آن فیلم جوایزی گرفتند و تحسین شدند...
ولی آن کودک دستفروش هنوز دستفروشی میکند!!!!!

"دنیای ما این چنین است
"
1393/08/03 10:59:57.453
کد: 168206
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

حتما بخونید واقعا زیباست
اولين روزي كه امام حسين (ع) روزه گرفتند همه اهل بيت در كنار سفره جمع شدند :
پيامبر اكرم (ص) رو به امام حسين فرمودند: حسين جان عزيزم روزه ات را باز كن .
امام حسين فرمودند : جايزه من چه خواهد بود؟
پيامبر فرمودند : نصف محبتم را به كساني كه تو را دوست دارند مي بخشم .
حضرت علي (ع) فرمودند : پسرم حسين جان بفرما.
باز امام فرمودند : جايزه من چه خواهد بود ؟
حضرت علي فرمودند :نصف عبادتهايم براي كساني كه عاشق تو هستند.
حضرت فاطمه (س) فرمودند :عزيز دلم افطار كن.
امام حسين پرسيدند : جايزه شما به من چيست؟
حضرت فرمودند: نصف عبادتهايم را به كساني ميبخشم كه بر تو گريه مي كنند.
امام حسن (ع) فرمودند : برادر جان روزه ات را باز كن.
و امام همان سوال را پرسيدند.
حضرت پاسخ داد ند :من تا همه گنهكاران را بر تو نبخشم به بهشت نخواهم رفت.
و در همين حال جبرئيل بر پيامبر نازل شد فرمود خدا ميفرمايد :
من از شماها مهربانتر هستم و آنقدر آن كساني را كه عاشق تو هستند را به بهشت ميبرم تا تو راضي شوي

منتهی الامال مرحوم شیخ عباس قمی
1393/08/03 10:59:06.417
کد: 168205
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

💥اين عکس خار مغيلان هست
این عکس دیگه روضه نمخواد دل رو داغون میکنه
بحق خانم حضرت رقيه سلام الله عليها اللهم عجل الوليک الفرج
ﻳﻚ ﮔﻴﺎﻩ ﺷﻨﺎﺱ:

💥 ﺧﺎﺭ ﻣﻐﻴﻠﺎﻥ ﺍﮔﺮ ﺑﭙﺎﻱ ﻛﺴﻲ ﻓﺮﻭ ﺑﺮﻭﺩ ﻋﻠﺎﻭﻩ ﺑﺮ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺳﻮﺯﺷﻲ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﻳﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﻲ ﺣﺎﻟﻲ ﻭ ﺑﻴﻬﻮﺷﻲ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﺪﻩ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﺭ ﻳﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎ ﻣﻲ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ

💥یا رقیه جانم

پای دختر بچه وقتی غرق تاول میشود
پا به پایش کاروانی هم معطل میشود
دست بسته خواب هم باشد.
بیفتد از شتر.
پهلوان باشد دچار درد مفصل میشود
السلام عليك يا رقيه (س)
1393/08/03 10:58:32.040
کد: 168204
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

سلام سارای
1393/07/18 18:31:05.530
کد: 144015
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

به تصویر این شلوارهای جین چینی نگاه کنید، عبارت “بسم الله الرحمن الرحیم” که “الله” آن دوبار تکرار شده است، روی جیب های عقب این شلوارهاست و یک بسم الله هم برعکس نوشته شده است.در شرع اسلام برای کلمه الله حرمت قائل شده اند. به طوری که حتی برای دست زدن به خط و نوشته آن باید وضو داشت و… و حالا درست در قسمت نشیمنگاه این شلوارها این کلمه گلدوزی شده و بدتربا توجه به اینکه این شلوارها تازه به کشور وارد شدند، هنوز تعدادشان مشخص نیست ولی به دلیل آنکه در مارک داخلی شلوارها، عبارت “Made In P.R.C” مخفف عبارت “People Republic of China” به معنی جمهوری خلق چین درج شده است، باید نسبت به چینی بودن این شلوارها تحقیقات کامل صورت گرفته و نسبت به آن واکنش مناسب اتخاذ شود. 


دوستان خواهشن کپی کنید و به همگان بگویید
1393/07/18 18:30:28.130
کد: 144013
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

حتما بخونيد براهممون مفيده........داستانی بخوانید از کتاب فارسی اول دبستان ژاپنی ها!
پسر بچه ای تند خو در روستایی زندگی میکرد. روزی پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی میشود و کنترلش را از دست میدهد باید یک میخ در حصار بکوبد. روز نخست پسر 37 میخ در حصار کوبید. اما به تدریج تعداد میخ ها در طول روز کم شدند. او دریافت که کنترل کردن عصبانیتش آسان تر از کوبیدن آن میخها در حصار است. در نهایت روزی فرا رسید که آن پسر اصلا عصبانی نشد. او با افتخار این موضوع را به اطلاع پدرش رساند و پدر به او گفت باید هر روزی که توانست جلوی خشم خود را بگیرد یکی از میخهای کوبیده شده در حصار را بیرون بکشد. روزها سپری شدند تا اینکه پسر همه میخها را از حصار بیرون آورد. پدر دست او را گرفت و به طرف حصار برد.

\\
"کارت را خوب انجام داری پسرم. اما به سوراخهای حصار نگاه کن. حصار هیچوقت مثل روز اولش نخواهد شد. وقتی موقع عصبانیت چیزی میگویی، حرفهایت مثل این، شکافهایی برجای میگذارند. مهم نیست چند بار عذر خواهی کنی، چون اثر زخم همیشه باقی می ماند.\\
"


داستانی از کتابی فارسی کلاس اول دبستان ژاپنیها
1393/07/18 18:28:01.073
کد: 144000
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

▃▃▃▃▃▃▃▃▃▃▃▃
█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
████████████
█▁██▁██▁██▁█
████████████

ﯼ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﮐﻢ ﮐﻢ ﻫﻮﺍ ﺩﺍﺭﻩ ﺳﺮﺩ ﻣﯿﺸﻪ، ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﺮﻭﻩ ﺳﺮﺩﺷﻮﻥ ﻧﺸﻪ ...
ﻗﺪﺭ ﻣﻨﻮ ﺑﺪﻭﻧﻴﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﺍﺍ
ﮐﺪﻭﻡ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ؟
1393/07/18 18:27:28.193
کد: 143998
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
اتاق 14 - مناجات با خدا

آهای بچه شیعه؛
میتونی مثل مولایت علی؛
به خاطر حفظ وحدت؛با عمر رفاقت کنی!؟
جهت موفقیتش بهش طوری مشاوره بدی که عمر برگرده بگه: خدایا مرا در هیچ مشکلی که علی درآنجانباشد وارد نکن!؟
میتونی پسرات رو بفرستی برای عثمان آب برسونن از بین شمشیرها!؟
میتونی زن و بچه ات رو زیر لگد قنفذ فداکنی و صدایی به اعتراض بلند نکنی جهت وحدت!؟
میتونی مثل مولایت علی؛ عایشه رو با لقب ام المومنین سوار بر مرکب با محافظانی ازخانم بااحترام کامل بعدازجنگ جمل بفرستی به بیتش درمدینه!؟
میتونی مثل امام حسن سب علی هم کردند جهت وحدت عبا بکشی سرت و نشنیده بگیری!؟
میتونی به تأسی از مولایت علی بگویی:من حریص ترین امت محمد هستم به وحدت تاجایی که فرمود آنچنان ازعثمان حمایت کردم که ترسیدم معصیت کرده باشم!؟
میتونی حکم قتل تفرقه افکنان رو بدی!؟(نهج البلاغه خطبه127)
میتونی مثل امام صادقت کلاس درس بذاری به فقهای اعظم اهل سنت و دستور برخورد نیکو وعیادت مریضشون وتشییع جنازه شون و اقتدا به جماعتشون بدی!؟
میتونی مثل نایب امام زمانت حضرت امام خامنه ای هر تفرقه ای رو خیانت به اسلام؛خدمت به کفر و حرام شرعی بدونی!?
1393/07/18 18:27:02.223
کد: 143995
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

حاج آقا ماندگاری تو یکی از منبر هاش به نقل از یه استاد دانشگاه فرمود::یه استاد دانشگاه میگفت خوابیده بودم خواب شهید همت رو دیدم با موتور اومد به من گفت بپر بالا نشستم پشت موتورش همین طور که داشت تو خیابونای تهران می رفت چشمم به اسم خیابونا و کوچه ها می‌افتاد انگار داره بهم آدرس میده خلاصه از کوچه ها وخیابونا که گذشتیم در یه خونه رسیدیم از خواب پریدم لباسم رو پوشیدم و دنبال اون آدرسی که تو خواب یادم مونده بود رفتم جلو در همون خونه رسیدم نیمه شب بود هرچی در زدم کسی در رو وا نکرد ناچار از بالای در رفتم تو دیدم یکی از دانشجوهای خودم خودکشی کرده پیکرش نیمه جونه زنگ زدم اورژانس خلاصه جوان نجات پیدا کرد بعد از چند وقت جوان دانشجو به من گفت موقع خودکشی که آخر خط بودم عکس شهید همت رو نگاه کردم بهش گفتم حالا اگه مردی کمکم کن.....
خداییش مرد بود
1393/07/18 18:26:24.027
کد: 143990
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
دفتر خدمات ویژه تبیان
مراجعه: 2,307,595,089