خدمات تلفن همراه

تالار عمومی- اتاق : 1 - مدافع حرم

عباس   عباس اتاق 1 - مدافع حرم
موضوع : دانستنی ها

سید «حسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله لبنان در سالروز شهادت قاسم سلیمانی:
حاج قاسم قهرمانی جهانی است

وفاداری، ارزشی انسانی و فطری است. امروز روز وفاداری به فرماندهان شهید مقاومت است. نباید درباره آنان سکوت کنیم.

باید از فداکاری و دستاوردهای آنان برای همه بگوییم. این شهدا را باید به اشکال مختلف تکریم و احترام کنیم.

وفاداری این است که قدر آنچه عطا کردند، بدانیم. از ساعت نخست این شهادت تا امروز سالروز شهادت، ما شاهد مظاهر بزرگی از وفاداری بودیم.

مثلا حضور باشکوه مردمی در ایران از ساعات نخست این شهادت و استقبال از پیکر شهداء از این مظاهر است که تاریخی شد.

شاید بزرگ‌ترین تشییع شهداء در دنیا باشد. در جمهوری اسلامی ایران و از زبان رهبر انقلاب اعلام شد، رسما اعلام شد که شهید حاج قاسم، قهرمانی ملی است.

از سال ۱۹۸۸ مهم‌ترین حامی مقاومت در لبنان ایران و سوریه بوده‌اند. چه کسی به مقاومت لبنان کمک کرد که خاک اشغالی لبنان آزاد شود؟

از ابتدای انقلاب امام خمینی گروهی را فرستاد تا به رزمندگان لبنانی کمک کنند. بعد از سال ۲۰۰۰ تا امروز، مقاومت است که از لبنان محافظت کرده است.

دیروز یکی از دوستان ایرانی سخنی گفت که برخی رسانه‌های لبنانی آن را تحریف کردند، گفتند که او گفته موشک‌های مقاومت در فلسطین و لبنان، کلش از ایران است و آن‌ها خط مقدم دفاع از ما هستند.

امروز اگر لبنان قوی است و اگر کسی حس می‌کند که لبنان هم روی نقشه هست هنوز، به دلیل همین مقاومت و همین موشک‌هاست.

شاید یکی از مستقل‌ترین مقاومت‌ها، مقاومت کنونی در لبنان باشد. از مظاهر وفاداری به شهداء یکی این است که اسامی برخی خیابان‌ها، مراکز یا مناطق کشور را به نام حاج قاسم یا ابومهدی المهندس کنیم.


از مظاهر وفاداری این است که میان دشمن و دوست تمایز قائل باشیم. برخی در خون ما و اشغال خاک ما شریکند.

برخی تو را تنها می‌گذارند و در حد یک کلمه حرف هم حمایت نمی‌کند اما در مقابل برخی نه تنها حمایت می‌کنند بلکه در این راه شهید هم می‌دهند. این دو یکسان نیستند.

ما در لبنان کسی را که با پول و سلاح از ما حمایت کرده و شهید داده با کسی که علیه لبنان توطئه کرده و از دشمن اسرائیلی طی سال‌های گذشته حمایت کرده تساوی قائل نیستیم.

در سوریه هم نمی‌توان بین کسی که در جنگ شبه‌جهانی علیه سوریه شریک بود و از تروریست‌ها حمایت کرد و بین کسی که از سوریه دفاع کرد و در این راه شهید داد مثل حاج قاسم سلیمانی تساوی قائل شد.

در عراق هم نمی‌توان میان کسانی که سبب افزایش ویرانی و نابودی در عراق شدند و از داعش حمایت کردند و میان کسانی که با داعش مبارزه کردند، تمایز قائل شد.

آمریکا گمان کرد با ترور حاج قاسم، محور مقاومت فرو می‌پاشد.

برخی اشتباه فکر می‌کنند و تصور می‌کنند که در پاسخ به این ترور،‌ به متحدانش تکیه می‌کند.

همانطور که دیدید اگر لازم به پاسخ نظامی باشد،‌ دیدید که انجام داد. اگر پاسخ امنیتی لازم باشد انجام می‌دهد.

دوستان ایران، دوستان وفادار جمهوری اسلامی اگر اقدامی انجام دادند،‌ این به خودشان مرتبط است.

ایران قوی است و ضعیف نیست. هر وقت که تصمیم بگیرد خودش میداند که زمان و مکان آن چطور است.

برخی در لبنان ایران را با برخی دوستان خودشان در منطقه مقایسه می‌کنند که ترامپ درباره آنها می‌گوید اگر ما حمایتتان نکنیم دو هفتگی سقوط می‌کنید یا اگر حمایت نکنیم، بزودی ناچارید به فارسی حرف بزنید [اشاره به عربستان سعودی و اهانت‌های ترامپ]
ترور حاج قاسم ضربه بزرگی بود اما محور مقاومت آن را هضم کرد. آمریکا گمان می‌کرد با این ترور محور مقاومت از هم می‌پاشد.

به آمریکایی‌ها اعلام می‌کنم، امام خمینی میگفت، بکشید ما را ملت ما بیدارتر می‌شود. این عبارت را سید عباس [الموسوی] هم همین را تکرار می‌کرد.

وقتی فرماندهان ما را می‌کشند ما بیشتر احساس مسئولیت می‌کنیم و سرسخت‌تر و باصلابت‌تر می‌شویم پس هر کس روی ترور و خودروهای بمب‌گذاری شده حساب کرده که عزم ما را سست کند، در توهم است.

اگر در ایران شهید حاج قاسم قهرمان ملی اعلام شد، ما او را قهرمان جهانی اعلام می‌کنیم. حاج قاسم در نبردهایش فقط از شیعیان حمایت نکرد بلکه از مسلمانان، مسیحیان و همه دفاع کرد.

آنچه تاکنون از حاج قاسم فاش شده بسیار کم است و در آینده بیشتر روشن خواهد شد.

شهادت حاج قاسم نیروهای آمریکا را روی خط خروج از عراق قرار داده است.

شعار اخراج آمریکا از منطقه و حتی از عراق نبود اگر این حادثه بزرگ [شهادت حاج قاسم] نبود.

این شهادت سبب یکی از بزرگ‌ترین تظاهرات‌های مردم عراق برای اخراج آمریکا از کشورشان شد.

قصاص عادلانه از عوامل اجرایی و دستوری ترور شهید حاج قاسم؛ این مسئولیت هر مجاهد و وفادار در کره زمین است.
1399/10/15 13:00 28`
کد: 692721
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
عباس   عباس اتاق 1 - مدافع حرم
موضوع : آموزشی

اتحاد شیعیان انگلیسی و نخست وزیر آمریکایی برای خلع سلاح مقاومت در مقابل داعش و آمریکا

فتنه یعنی اینکه در بیت مرجعیت شیعه در عراق کسانی هستند که از دستور آمریکایی یک نخست وزیر و خلع سلاح کردن نیروهای مقاومت حمایت میکنند . چه زود یادشان رفت همین چند سال پیش جلوی چشم ارتش بی خاصیت عراق داعش نیمی از خاک این کشور را اشغال کرده بود تا چندکیلومتری نجف کربلا و سامرا پیشروی کرده بودند و تنها با شکل گیری سریع بسیج مردمی یا همان حشدالشعبی ، شیعیان در یک قدمی مرگ نجات پیدا کردند

1399/04/07 21:48 6`
کد: 691376
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
عباس   عباس اتاق 1 - مدافع حرم
موضوع : دانستنی ها

و آری متولد هزارو سیصدو جنگیم .....
تولد سالهای کودکیمان را با مارش عملیات ها جشن گرفتیم .
و تا کنون تقویم سالهای زندگیمان رنگین از نام شهیدان بوده و هست.
فراموشمان نشود مدیون چه کسانی هستیم.
1399/04/07 21:23 53`
کد: 691374
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
عباس   عباس اتاق 1 - مدافع حرم
موضوع : آموزشی

️ یک وقت فکر نکنیم خوارج
زنا کار
شراب خوار
حرام خوار بودند
نه...
خوارج فقط و فقط بصیرت نداشتن.

️ به قول رهبر معظم انقلاب، تحلیل سیاسی نداشتند
.
.
داستان کشته شدن عبدالله بن خباب بن ارت به دست خوارج رو شنیدم و یک نکته مهم:

خوارج عبدالله و همسر باردارش را در مسیر بصره به کوفه دستگیر کردند،
وی از شیفتگان حضرت علی علیه السلام بود،
یکی از نزدیکان عبدالله که پنهان شده بود به بالای درخت نخلی رفته بود و ماجرا را تماشا میکرد تعریف میکند که دیدم:

خوارج سر عبدالله را جدا میکنند

سپس شکم زن باردار او را نیز با شمشیر پاره میکنند
و جنین از شکم مادر بیرون میکشند و سر جنین را هم با شمیر جدا میکنند

به چه جرمی ???
آری
به جرم....
عشق به علی (ع)...

بعد
کنار آب رفته و وضو میگیرند‼️
راوی میگوید آنقدر نماز طولانی بود که بالای درخت نزدیک بود خوابم ببرد‼️‼️

بعد از نماز‼️‼️‼️
نزدیک درخت خرما می آیند
خرمایی از درخت به زمین می افتد،
یکی از خوارج خرما رو برداشته و میخورد،
که یکی دیگر از خوارج سرش فریاد میکشد و میگوید که چه میکنی مردک از کجا میدانی که صاحب درخت راضی است‼️‼️‼️‼️
مرد خرما رو از دهان بیرون انداخت...
.
نکته رو داشتید:

به مال حرام حساس بودند‼️
نماز طولانی میخواندند‼️

ولی

بصیرت نداشتند
تحلیل سیاسی نداشتند

جنگ صفین شمشیر به روی امام جامعه کشیدند و علی علیه السلام رو مجبور به حکمیت کردند.

و بعد از حکمیت هم که دیدند فریب خوردند باز، رو در روی ولایت ایستادند‼️‼️

من دیپلمات نیستم، من انقلابی ام.

قاتل علی(ع) کافر نبود...

ابن ملجم زمانی در کنار علی (ع) شمشیر می زد‼️

ابن ملجم پس از به خلافت رسیدن علی (ع) با او بیعت کرد،
در جنگ جمل در کنار او جنگید

اما پس از جنگ صفین و پایان حکمیت به خوارج  پیوست.

️او در جنگ نهروان با علی (ع) نبرد کرد و از معدود افراد بازمانده از این جنگ بود.

وامام صادق (علیه السلام) فرمودند :
تا صبح قیامت ملائکه ابن ملجم را لعن می کنند.

فاصله حق و باطل این گونه بهم نزدیک است

سابقه دار بودن و کنار امام علی (علیه السلام) بودن، دلیل بر سعادت نیست

با علی (ع) ماندن هنر است.

تاریخ و سرگذشت صحابه در اسلام را که بخوانیم امروز را بهتر می توانیم درک کنیم...

با بصیرت باشید
بصیرت. بصیرت. بصیرت...

باعلی در بدر بودن شرط نیست
ای برادر نهروان در پیش روست

پشت پرده یک دروغ تاریخی

معروف است هویدا در دادگاه انقلاب درباره عملکرد خود به قاضی میگوید:
در دوران صدارت من، قیمت خودکار بیک ثابت بود و همیشه ۵ ریال!

سلطنت طلبها حالا با فراموشی بعضی مردم میگویند:
«ای داد بیداد! حیف! چرا بجای اعدام، کسی از او نپرسید رمز موفقیت و مدیریت تو چه بود!»

اتفاقا از او پرسیدند که چطور چنین حرفی میزنی.. تو تورم را از 0.3 درصد در عرض سیزده سال به ٢۵ درصد رساندی. قیمت غذا و مسکن ٢۵ برابر شده!
هویدا میگوید:
دقت کنید: من غذا و ملک را نگفتم. من خودکار را گفتم. چون کسی درس نمیخواند، کسی خودکار نمیخرید. این بود رمز مدیریت و عوامفریبی شاهنشاه اعلیحضرت و من.
ما با یک خودکار و موز دادن در مدرسه، کاری میکردیم که هیچکس نپرسد روزی ۶ میلیون بشکه نفت کجا میرود؟
بله، تاریخ را با دروغ به مضحکه نکشید...
هویدا را خود شاه بجرم فساد مالی دستگیر کرد و وقتی شاه در دی ۵٧ از ایران فرار کرد، غذای سگش را برد ولی هویدا را نبرد.
نگذارید به شما دروغ بگویند
[۵/۶،‏ ۰۶:۳۶] محمدعلی محفوظی: وقتی گرگ حمله می‌کند، با صدای بلند حمله می‌کند و فرصتی برای واکنش دارید.
اما وقتی موریانه هجوم می‌آورد،
از همان ابتدا مخفیانه و بی سرو صدا از ریشه به جان دارایی‌تان می‌افتد.

ایستادن در برابر گرگ، شجاعت می‌خواهد و دفع خطر موریانه بصیرت!


"بصیرت
" سواد نیست
"بینش
" است.

بصیرت، یعنی اینکه نگاهت به
"شخصیت
"ها نباشد، بلکه همواره به
"شاخص
"ها چشم باشد

بصیرت، یعنی اینکه بدانی حتی مسجد می‌تواند
"مسجد ضِرار
" باشد .و پیامبر آن را خراب کند.

بصیرت، یعنی اینکه بدانی جانباز صفین می‌تواند قاتل حسین در کربلا باشد!
ملاک حال فعلی افراد است.

بصیرت، یعنی اینکه بدانی در جنگ با فتنه نمی‌توانی آغازگر باشی اما وقتی شروع کردید باید آن را از ریشه بدر آورید.

بصیرت، یعنی اینکه
" مالک اشتر
"ها را به تندروی و
"ابوموسی اشعری
"ها را به اعتدال نشناسی!

بصیرت، یعنی اینکه بدانی معاویه ها، به سست عنصرهای سپاهِ علی(ع ) دل بسته‌اند!..

بصیرت یعنی اینکه بدانی: تاریخ تکرار می شود، نه با جزئیاتش، بلکه با خطوط کلی اش.
1399/04/07 21:07 51`
کد: 691369
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
   ياسبلاغي اتاق 1 - مدافع حرم

سلام
1399/02/26 14:18 51`
کد: 690823
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
  اريس اتاق 1 - مدافع حرم

سلام به همه دوستان عزیز
1398/12/07 20:16 4`
کد: 689547
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
عباس   عباس اتاق 1 - مدافع حرم
موضوع : ادبی

نام هر کوچه ، برزن و میدان
شده با نام یک شهید بیان
دورِ میدان اگر که می چرخیم
با زن و بچه ها ، خوش و خندان
به گذشته کمی رجوع کنیم
زیرِ دِینیم ، دِینِ خونِ جوان
تا که از یادمان برون نشود
اَمن بودن چقدر هست گران
سندِ بیست سیِّ آلِ یهود
خنجرش سَمتِ ما گرفته نشان
و منافق در این خیالِ تهی
که کند خاطرِ شهید نهان
گوشِ خود باز کن منافقِ پست
ظاهرت نیک و باطنت شیطان
تا که خون در رگ و نَفَس باقیست
نشکنم با حسین ، من پیمان
گفته ؛ سِیّد علیِّ خامنه ای
که کنم سر به پایِ او قربان :

"افتخاری برایِ هر کوی اَست
نام رخشندهء شهید بر آن
"

1398/07/09 18:39 28`
کد: 682307
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
عباس   عباس اتاق 1 - مدافع حرم
موضوع : دانستنی ها

آنانکه زمستان را از پشت پنجره‌‌ دیده‌اند و گرسنگی را هم فقط در کتابها‌ ‌خواندند، نخواهند توانست که نمایندگانی شایسته برای دفاع از حقوق مردم باشند ..


1398/07/09 18:27 55`
کد: 682306
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
عباس   عباس اتاق 1 - مدافع حرم
موضوع : مذهبی

*تقویم عاشورا*

طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاه‌شماری ایرانی»، واقعه کربلا به حساب گاه‌شماری شمسی ۲۱ مهر سال ۵۹ هجری شمسی می‌شود.
تاریخ شمسی هم مثل قمری نیست که تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می‌شود با در آوردن اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ، حرف‌های مقتل‌نویسان را به ساعت و دقیقه برگرداند.


*روز عاشورا چگونه گذشت؟*

در این تحقیق علمی، اوقات شرعی روز ۲۱ مهر به افق کربلا (که در طول قرون حداکثر ۳-+ دقیقه اختلاف می‌تواند داشته باشد) را استخراج کرده‌ایم و روایات مقتل‌نگارها را با این ساعت‌ها تنظیم کرده‌ایم.


*۵:۴۷ اذان صبح*

امام(ع) بعداز نماز صبح، برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد و بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب...
خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری»

طرف مقابل نیز نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعداز نماز صبح، به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.


*حدود ساعت ۶:۰۰*

امام حسین(ع) دستور دادند تا اطراف خیمه‌ها خندق بکنند و آن را با خار بوته ‌ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند.


*طلوع آفتاب*

کمی بعد از طلوع آفتاب، امام(ع) سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. رو به روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه‌ای خواند. صفات و...

*حدود ساعت ۸:۰۰*

بعد از سخنرانی امام(ع)، چند نفر از اصحاب آن حضرت، به روایتی بُرَیر که «سید القرآء» (آقای قرآن خوان‌‌های کوفه بود _ الفتوح) و به روایتی زهیر (تاریخ یعقوبی و طبری) خطاب به کوفیان، سخنان مشابهی گفتند.

بعداز سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف «هل من ناصر ینصرنی» را سر دادند.
چند نفری دچار تردید شدند! از جمله حُر و فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند.
بعید نیست که کسان دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند.



*حدود ساعت ۹:۰۰*

روز به وقت چاشت رسیده بود که شمر به عمر سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می‌کند؟ عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد.
اولین تیر را به سمت سپاه امام(ع) رها کرد و خطاب به لشگریانش فریاد زد:
«نزد عبیدالله، شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم.»
بعداز انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام به یارانش فرمودند:
«اینها نماینده این قوم هستند. برای مرگی که چاره‌ای جز پذیرش آن نیست، آماده شوید.»
چند نفر از سپاه امام در این تیر باران کشته شدند. (تعداد دقیق را نمی‌دانیم. تعداد کشتگان تیراندازی با تعداد کشتگان حمله اول ۵۰ نفر ذکر شده‌است.)


*حدود ساعت ۱۰:۰۰*

بعد از تیراندازی، «یسار»، غلام «زیاد بن ابیه» و «سالم» غلام عبیدالله ابن زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن، در ابتدای جنگ بیرون آمدند. عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین(ع) نگاهی به او کرد و فرمود:
«به گمانم حریف کشنده‌ای باشی» عبدالله آن دو نفر را کشت. البته انگشتان دست چپش قطع شد.
بعد از این نبرد تن به تن، حمله سراسری سپاه کوفه شروع شد. ابتدا حجار به جناح راست سپاه امام حسین(ع) حمله کرد اما حبیب و یارانش در برابر او ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزه‌ها حمله را دفع کردند.

همزمان شمر به جناح چپ سپاه امام‌(ع) حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر در این حمله زخم برداشت.
بعد‌از عقب‌نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد ۵۰۰ تیرانداز فرستاد که دوباره سپاه امام(ع) را تیرباران کردند که آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن هر ۲۳ اسب لشکریان امام(ع)، تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند. الفتوح، آن نفرات را ۵۰ نفر و ابن شهرآشوب ۳۸ نفر ذکر کرده‌است.

اولین شهید، ابوالشعثا بود و ۸ تیر انداخت که ۵ نفر از دشمن را کشت.
امام(ع) او را دعا کرد.
گروهی از سپاه شمر خواستند از پشت سر به امام(ع)حمله کنند. زهیر و ۱۰ نفر به آنها حمله کردند.

*حدود ساعت ۱۱:۰۰*

بعداز این حملات، امام‌(ع) دستور تک تک به میدان رفتن را به یاران داد.
اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زنده‌اند نگذارند که کسی از بنی‌هاشم به میدان برود.
انگار برای شهادت با هم مسابقه داشتند.
بعضی «در مقابل نگاه امام‌(ع)» شهید شدند.
یکی از اولین کسانی که کشته شد، پیرمرد زاهد، جناب بریر بود. مسلم بن عوسجه بعد از او کشته شد. حبیب بر سر بالین او رفت و گفت کاش می‌توانستم وصیت‌های تو را اجرا کنم.
مسلم با دست امام حسین(ع) را نشان داد و گفت: «وصیت من این مرد است». 
یک بار، هفت نفر از اصحاب امام‌(ع) در محاصره واقع شدند، حضرت عباس(ع) محاصره آنها را شکست و نجاتشان داد.

*اذان ظهر*
حبیب بن مظاهر موقع اذان ظهر شهید شد.
چون که نوشته‌اند، امام(ع) خطاب به اصحاب فرمودند:
یکی برود با عمر سعد مذاکره بکند و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم.
یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی‌شود.» حبیب به او گفت: «ای حمار! فکر می‌کنی نماز شما قبول می‌شود و نماز پسر پیامبر(ص) قبول نمی‌شود؟» به جنگ او رفت اما از سپاه کوفی به کمکش آمدند و حبیب کشته شد.
امام(ع) از شهادت حبیب متأثر شد و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می‌گذارم.»
 امام‌(ع) نماز را شکسته و به قاعده «نماز خوف» خواند. گروهی از اصحاب به امام‌(ع) اقتدا کردند و بقیه به جنگ پرداختند. زهیر و سعید بن عبدالله حنفی خودشان را سپر امام کردند.
نوشته اند سعید بن عبدالله ۱۳ تیر و نیزه خورد و به شهادت رسید. در آخرین نفس از امام پرسید: «آیا وفا کردم؟»

*حدود ساعت ۱۳:۰۰*
۳۰ نفر از اصحاب امام(ع) تا وقت نماز زنده بودند و بعد از این ساعت شهید شدند.
بعد از کشته شدن اصحاب، نوبت به بنی هاشم رسید. اولین نفر، حضرت علی اکبر(س) بود.
البته الفتوح، عبدالله بن مسلم بن عقیل را اولین شهید بنی هاشم خوانده‌است. این عبدالله بن مسلم، به طرز ناجوانمردانه‌ای شهید شد. شهادت او بر جوانان بنی هاشم گران آمد. دسته جمعی سوار شدند و به دشمن حمله بردند. امام آنها را آرام کرد و فرمود:
«ای پسرعموهای من، بر مرگ صبر کنید. به خدا پس از این هیچ خواری و ذلتی نخواهید دید.»

*حدود ساعت ۱۴:۰۰*

 عاقبت امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) تنها ماندند.
عباس(ع) اجازه میدان خواست، اما امام(ع) او را مأمور رساندن آب به خیمه‌ها کرد. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس(ع) دلاور در حالیکه با شجاعت تمام سعی در آوردن مشک آب برای زنان و کودکان داشت، در محاصره دشمن دو دستش قطع شده و با عمودی آهنین بر سرش زدند که از اسب بر زمین افتاد. اباعبدلله(ع) سراسیمه خود را بر پیکر قطعه قطعه برادر رساند. دشمن کمی به عقب رفت. امام(ع) برای دومین بار، بعداز مرگ برادر عزیزش، گریه کرد و فرمود:
«اکنون دیگر پشتم شکست.»

*حدود ساعت ۱۵:۰۰*

امام(ع) به طرف خیمه‌ها برگشت تا خداحافظی کند. همچنین پیراهنش را پاره پاره کرد و پوشید تا بعدا در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه‌اش نکنند.
وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره‌اش علی اصغر(س) را به میدان برد تا او را سیراب کند که به تیر حرمله کشته شد.
امام(ع) به میدان رفت اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می‌شد. بعضی تیر می‌انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می‌کردند.
شمر و ۱۰ نفر به مقابله با امام(ع) آمدند.
بعداز شهادت امام(ع)، بر پیکر مبارکش جای ۳۳ زخم نیزه و ۳۴زخم شمشیر شمرده شد.

در مقاتل نوشته‌اند: زمانی که امام(ع) در آستانه شهادت بود، کسی جرأت نمی‌کرد به سمت ایشان برود، اهل حرم از صدای اسب ایشان (ذوالجناح) متوجه شده و بیرون دویدند. کودکی به نام عبدالله بن حسن(ع) دوید و به طرف مقتل امام آمد. او را در بغل عمویش کشتند. امام ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند:
«خدایا باران آسمان و روییدنی زمین را از ایشان بگیر!»

*۱۶:۰۶ مقارن با اذان عصر*

وقت شهادت امام(ع) را وقت نماز عصر گفته‌اند. روایت تاریخ طبری به نقل از وقایع‌نگار لشکر عمر سعد چنین است: «حمید بن مسلم گوید: پیش از آن که حسین(ع) کشته شود، شنیدم که می‌گفت:
«به خدا پس از من، کسی را نخواهید کشت که خداوند از کشتن او، بیش از کشتن من بر شما خشم آرد.»

گوید: آن‌گاه شمر میان کسان بانگ زد که «وای بر شما! منتظر چیستید؟ مادرهای‌تان به عزای‌تان بنشینند، بکشیدش!»
گوید در این حال سنان بن انس حمله برد و نیزه در قلب امام(ع) فرو برد...

*حدود ساعت ۱۷:۰۰*

بعداز شهادت امام(ع)، عده‌ای لباس‌های آن حضرت را غارت کردند که نوشته‌اند تمام این افراد، بعدها به مرض‌های لاعلاج دچار شدند.

غارت عمومی اموال امام حسین(ع) و همراهانش آغاز شد. عمر سعد ساعتی بعد دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبان برای خیمه‌ها گذاشت.

یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن‌مطاع بعداز شهادت امام(ع) به کربلا رسید و برای دفاع از حرم امام(ع) جنگید تا شهید شد.

*نزدیک غروب آفتاب*

سر امام(ع) را از بدن جدا می‌کنند و به خولی می‌دهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببرد.
آنگاه، به دستور عمر سعد، بر بدن مطهر امام(ع) و یارانش اسب می‌دوانند تا استخوان‌هایشان هم خرد شود.

*۱۸:۴۹ مقارن با اذان مغرب*

داستان روز غم‌انگیز عاشورا، این‌طور تمام می‌شود! در حالی که عمر سعد دستور نماز جماعت مغرب را می‌داده، سنان بن انس بین مردم می‌تاخته و رجز می‌خوانده که «افسار و رکاب اسب مرا باید از طلا بکنید! چرا که من بهترین مردمان را کشته‌ام!»
1398/06/19 02:42 37`
کد: 681813
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
عباس   عباس اتاق 1 - مدافع حرم
موضوع : مذهبی

هر انتخاب، یک عاشورا

در هزاران عاشورای فردی به کدام طرف پیوسته‌ایم؟ سپاه حسین(ع) یا لشکر یزید؟!

قرن‌هاست که می‌گوییم:

"ای کاش روز عاشورا در کنارت بودیم، حسین جان!
"
و آن‌گاه با نوحه‌ای جانسوز، گریه سر می‌دهیم و به پهنای صورت، اشک می‌ریزیم و حسرت‌مان را تکرار می‌کنیم:

"ای کاش روز عاشورا در کنارت بودیم، حسین جان!
"

عاشورا اما مکرر در مکرر، هر لحظه بازآفرینی می‌شود بی آن‌که حواس‌مان باشد. گو این‌که تصور می‌کنیم عاشورا در ۶۱ هجری تمام شد و آنان که وسعت دید بیشتری دارند، هرجا جنگ مسلحانه‌ای بین حق و باطل باشد را عاشورا می‌دانند و چنین می‌پندارند که تکرار عاشورا، فقط در هنگامه چنین نبردی است.

واقعیت اما، چیز دیگری است. ما چه در صلح و چه در جنگ، هر روز و هر روز، در بطن عاشوراییم، ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم که در سپاه حسین(ع) باشیم یا در لشکر یزید و شمر و عبیدالله و ابن سعد و حرمله.

حسین(ع)، قبل از آغاز عاشورا، آنگاه که به او پیشنهاد بیعت با یزید داده شد، انتخابش را کرد و سخنی گفت که برای همیشه تاریخ ماندگار شد:
مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح می‌کند.
اینک به استناد همین انتخاب و همین یک جمله، همه ما هر روز، بارها عاشوراهای کوچکی را در حد و اندازه زندگی‌هایمان تجربه می‌کنیم.

بسیاری‌مان در این عاشوراها، یک راست سراغ لشکر یزید می‌رویم و به آنها می‌پیوندیم و بسیاری دیگر نیز حسینی می‌شویم و گروهی نیز یک پایمان در بارگاه عبیدالله است و پای دیگرمان در خیمه‌گاه اباعبدالله(ع).
عاشوراهای ما، انتخاب‌هایی است که لحظه‌های عمرمان را فرا گرفته است.
راننده تاکسی‌ای که می‌تواند از ناآشنایی مسافرش به مسیر سوء استفاده کند!
کارمندی که در معرض گرفتن رشوه قرار دارد!
بانکداری که می‌تواند با دستکاری در حساب‌ها، اختلاس کند!
قاضی‌ای که قدرت دارد حقی را جابجا کند!
روزنامه نگاری که برای جلب بیشتر مخاطب بین تیتر درست و غلط انتخاب می‌کند.
مدیری که در استخدام بین متخصص کارآمد و آشنای ناکارآمد مردد است یا برای ارتقاء مقامش می‌تواند علیه رقیبش توطئه کند.
تولید کننده‌ای که می‌تواند مشخصات نادرست برای معرفی محصولش بنویسد!
سیاستمداری که برای رأی آوردن، بین حفظ حرمت یا آبروریزی مخیر است و بین راست و دروغ انتخاب می‌کند.

و همه و همه در معرض انتخاب‌های روزانه هستند.
در این میان، کسی که نمی‌تواند از چند رأی، از مبلغی پول، از یک پست اداری یا از تعدادی مخاطب بگذرد، چگونه می‌تواند ادعا کند که اگر در روز عاشورا بود، از جانش می‌گذشت؟!

بزرگ‌ترین کار امام حسین(ع) در عاشورا، انتخاب درست بود، انتخاب بین عزت و ذلت و ما هر لحظه در معرض انتخاب هستیم. انتخاب بین عزت و ذلت، حلال و حرام، مردانگی و نامردی، مردم داری و مردم آزاری، حسن خلق یا بداخلاقی، راستگویی یا دروغ، احقاق حق یا حق‌خوری و... .

هر انتخابی در هر لحظه‌ای از زندگی، یک عاشورای کوچک است؛ این است که گفته‌اند و چه زیبا هم گفته‌اند که
"کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
".


1398/06/18 02:48 45`
کد: 681791
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
دفتر خدمات ویژه تبیان
مراجعه: 2,303,241,946